الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
250
الغدير ( فارسي )
مگر تو آن « حضرمى » ( 1 ) را نكشتى كه در باره اش « زياد » به تو گزارش داده بود كه داراى دين على - كرم اللَّه وجهه - است . و دين على همان دينى است كه پسر عمويش - صلى اللَّه عليه و سلم - داشته است و همان دين كه تو به نامش بدان مقام كه هستى نشسته اى و اگر آن نبود بالاترين افتخارات تو و اجدادت كوچيدن بود : كوچيدن تابستانه و كوچيدن زمستانه . و خدا به واسطهء ما و براى اين كه نعمتى گران به شما ببخشد ، آن ييلاق و قشلاق رنجبار را از دوشتان برداشت . همچنين نوشته اى : اين امت را به فتنه ( يا شرايط انحراف به كفر ) مينداز . من فتنه اى ( و شرايط انحراف به كفرى ) سهمگينتر از حكومتت بر امت نمىيابم و نمىشناسم . همچنين نوشته اى : به مصلحت خويشتن و دينت و امت محمد بينديش . من به خدا قسم كارى بهتر از جهاد عليه تو نمىشناسم . بنابر اين هر گاه به انجام آن برخيزم مايهء تقرب به پروردگار من است و در صورتى كه به انجامش نپردازم ، از خدا براى حفظ دينم آمرزش مىطلبم و از او توفيق مىخواهم براى انجام آنچه دوست مىدارد و مىپسندد . همچنين نوشته اى : تا وقتى عليه من تدبير مىنمائى و نقشه مى - كشى عليه تو تدبير خواهم نمود . ( 2 ) عليه من اى معاويه تدبير كن و نقشه بكش . بجان خودم از قديم مردم پاك و نيكرفتار ، مورد نقشه كشى بدخواهانه بودهاند و من اميدوارم فقط صدمه اش به خودت بخورد و عمل خودت را به باد دهد تا مىتوانى عليه من نقشه بكش و توطئه كن . و از خدا بترس اى معاويه ! و بدان كه خدا را ديوانى است كه هر كار خرد و كلانى را به حساب و ثبت و آمار مىكشد . و بدان كه خدا فراموش نمىكند كه تو به مجرد گمان بردن به كسى او را مىكشى و به محض وارد آمدن اتهامى دستگير مىسازى ، و پسركى را به حكومت نشانده اى كه باده مىنوشد و سگبازى مىكند . ترا مىبينم كه خويشتن به گناه و عذاب در انداخته اى و دينت را تباه كرده اى و رعيت را نابود ساخته اى . و السلام » . ( 3 ) 53 - وقتى معاويه به مدينه آمد به منظور حج و گرفتن بيعت ولايتعهدى يزيد ،
--> ( 1 ) - شرح كشته شدنش را در همين جلد خواهيد ديد . ( 2 ) - اين عبارت در نامهء معاويه كه در تاريخ هست وجود ندارد . ( 3 ) - الامامة و السياسة 1 / 131 + و در چاپى ديگر 148 + جمهرة الرسائل 2 / 67 .